سديد الدين محمد عوفى

537

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

باب بيست و يكم از قسم دوم در كتمان سرّ و فوايد آن « 1 » [ مقدمه ] كتمان « 2 » پوشيدن « 3 » اسرار است و آن « 4 » خصلتى است كه جز ارباب دولت و خداوندان عقول سليم بدان قيام نتوانند نمود ، و هر نفسى را « 5 » قوت محافظت اسرار نتواند بود ، و ابن المقفع از انوشيروان چنين روايت كرده است كه گفت : من لم يمت سرّه « 6 » يميته سرّه . هر كه سرّ « 7 » خود را نميراند سرّ او را بميراند يعنى هلاك او گردد « 8 » . و طريق نگاه داشتن سرّ آنست كه « 9 » بر هيچ آفريده آن را اظهار نكنى و هيچكس را در آن معتمد ندارى . و گفته‌اند كه پادشاهان گناه « 10 » سه گروه مردم را « 11 » در نگذارند و البته بر آن سياست فرمايند : يكى آن كه قصد مملكت ايشان كند و دوم آن‌كه به « 12 » ايشان خوارى كند و سوم « 13 » آن‌كه راز ايشان « 14 » آشكارا كند « 15 » . و « 16 » سبب هلاك بو ذرجمر « 17 »

--> ( 1 ) مج : در نگاه داشتن راز ( 2 ) مج - كتمان ( 3 ) مج : داشتن . ( 4 ) مج - است و آن ( 5 ) متن و مپ 2 : بر ( 6 ) مپ 2 : لم يميت شره ( 7 ) مپ 2 : شر ( 8 ) متن - و ابن المقفع از . . . هلاك او گردد ( 9 ) مج : با ( 10 ) مج - گناه ( 11 ) متن و مپ 2 - را ( 12 ) مج : با ( 13 ) مج : سيوم ( 14 ) متن و مپ 2 + را ( 15 ) مج + و درين باب حكايتى چند مىآورم گوش كن و هوش دار تا رستگار باشى ( 16 ) مج : كه ( 17 ) مج : سبب هلاكت بزرجمهر كه حكيم بىبرابر بود